چهار شنبه 1 آذر 1390برچسب:, :: 19:30 :: نويسنده : علی
برای یه لحظه بودنم با علی همه ی استرس هارو تحمل کردم.همه ی مشکلاتمو فراموش کردم.همه بدبختیامو یادم رفت. وقتی آغوشم گرفت یادم رفت که چقدر استرس داشتم.یادم رفت داشتم از دل درد میمردم.یادم رفت اگه دیر برم خونه مامانم میکشتم. چقد عشقت پاکه علی. خوشحالم.خوشحالم که هراز گاهی میتونم همه ی بدبختیامو دردامو فراموش کنم.چقد شانس آوردم وگرنه دق میکردم.خوشحالم عشقم تویی و با تمام وجود فریاد میزنم:
دوستت دارم تا ابد میمیرم برات
نظرات شما عزیزان:
آخرین مطالب پيوندها
تنهایی ... پَر و آدرس tanhayi-par.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد. نويسندگان |
|||||
![]() |